تبليغاتX
گـــــــــــوگــــــــــولـی

گـــــــــــوگــــــــــولـی

از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است .......... من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد

سلام به همه دوستای گلم

حالتون چطوره سال نو را به همه شما تبریک میگم و امیدوارم که سال خوب و خوشی داشته باشید

راستش می خواستم که وبلاگ رو حذف کنم ولی دلم نیومد

ببخشید که تو این مدت نتونستم بهتون سر بزنم ...  

گوگولی هیچ کس رو فراموش نکرده و همتنون رو دوست داره و از همه کسانی که تو این مدت بهش سر زدن و نظر دادن تشکر میکنه 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 فروردین1389ساعت 11:30  توسط گوگولي  | 

 

 

تو از نو مرا مي خواني روي ترديد هايم خط قرمز مي کشي و منتظر مي ماني تا قد بکشم زير بلنداي نگاهت ...

من به غروب تکيه مي دهم تا سايه ام بر حوالي پيکرت بيفتد ....

و بر افق چشمانت بوسه زند ...

فنجان را پر مي کني و من در گل سرخ حاشيه اش نقش مي خورم تا مرا بنوشي ...پنجره را باز مي کني و من پيچکي مي شوم تا از پيکرت بالا روم ...پروانه اي مي شوم تا بر شانه ات بوسه بزنم و منتظر مي مانم تا دوباره ميان دستانت بال بگشايم ..که بفهمم مي توانم از نو پرواز کنم ...

که تو هستي که ما هستيم که فردا هست ...

شبها وقتي که مي نشينم به يادت،شبها وقتي بارون چشمهام گونه هام رو خيس مي کنه،

تو نيستي ،

نيستي تا ببيني که چقدر سخته جدايي.

وقتي مهربوني نگاهات و وقتي لبخند شيرين لبات يادم مياد مي خوام به دنيا نشون بدم که عشق چيه و عاشق کيه؟

واسه همينه که تو هنوز تو دلم داري زندگي مي کني چون که من دوست دارم...

چون ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:26  توسط گوگولي  | 

 

 

 

درياي من …

فقط تو بخوان سمت خود مرا

جاري نمي شوم به تمناي ديگري

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آبان1388ساعت 11:48  توسط گوگولي  |